پرش به محتوای اصلی

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلک شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پرپر گل مهر و محبّت‏
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشک‏
برد هرکس به کاخ دیگرى رشک‏
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در کوى گلزار

نشسته دیو بر دلهاى خفته‏
همه جا بذر نومیدى شکفته‏
زده زنگارها آئین و مذهب‏
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب‏
به اشک چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است‏
شقایق تا قیامت دغدار است‏

---------------------------------------------------------------------------------------------------

ای که دریا پیش پایت خاکساری می‌کند،

صبر هم در انتظارات بی‌قراری می‌کند

بی‌تو می‌خشکد لبان رود، ای باران عشق

عقد اشک و چشم را نام تو جاری می‌کند

نیست اندر سر هوای هیچ جا جز کوی تو

ناکجا آباد، آن‌جا خانه‌داری می‌کند

در تمام سال‌های دوری من از رُخَت

در حضور غیبتت دل داغداری می‌کند

ای تمام معنی یک رود، اندر یک «کویر»

گر نباشی بی‌تو خشکی حکم جاری می‌کند

(چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴) ۱۰:۴۴
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید